احکام تقلید آیت الله مکارم شیرازی

0
106
احکام تقلید آیت الله مکارم شیرازی
رساله عملیه آیت الله مکارم شیرازی

 

تقلید مجاز و غیر مجاز (۱) معنی عمل به احتیاط

 

مساله ۱ـ هیچ مسلمانى نمى تواند در اصول دین تقلید نماید، بلکه باید آنها را از روى دلیل ـ به فراخور حال خویش ـ بداند ولى در فروع دین یعنى احکام و دستورات عملى، اگر مجتهد باشد (یعنى بتواند احکام الهى را از روى دلیل به دست آورد) به عقیده خود عمل مى کند و اگر مجتهد نباشد باید از مجتهدى تقلید کند، همان گونه که مردم در تمام امورى که تخصّص و اطّلاع ندارند، به اهل اطّلاع مراجعه مى کنند و از آنها پیروى مى نمایند.

و نیز مى تواند عمل به احتیاط کند، یعنى در اعمال خود طورى رفتار نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضى از مجتهدین کارى را حرام و بعضى مباح مى دانند آن را ترک کند و یا اگر بعضى، آن را مستحب و بعضى واجب مى دانند آن را حتماً به جا آورد، ولى چون عمل به احتیاط مشکل است و احتیاج به اطّلاعات نسبتاً وسیعى از مسائل فقهى دارد، راه براى توده مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنهاست.

 

 

  1. ملاک انجام عبادات و تکاليف شرعى از نظر قرآن و روايات رسيدن به «بلوغ شرعى» است. يکى از نشانه هاى بلوغ در پسران کامل شدن ۱۵ سال قمرى و وارد شدن در ۱۶ سالگى است; و در دختران کامل شدن ۹ سال قمرى و وارد شدن در ۱۰ سالگى است. هر سال شمسى ۱۱ روز بيشتر از سال قمرى است بنابر اين با محاسبه اين تفاوت و احتساب سال کبيسه، زمان بلوغ در پسران به سال شمسى حدوداً ۱۴ سال و ۶ ماه و ۲۰ روز و زمان بلوغ در دختران ۸ سال و ۸ ماه و ۲۵ روز مى باشد. براى آگاهى از ديگر نشانه هاى بلوغ به بخش محجورين در صفحه ۳۷۷ مراجعه شود.

 

معنی تقلید

 

مساله ۲ـ حقیقت تقلید در احکام، استنادعملى به دستور مجتهد است، یعنى انجام اعمال خود را موکول به دستور مجتهد کند.

 

شرایط مرجع تقلید

 

مساله ۳ـ مجتهدى که از او تقلید مى کند باید داراى صفات زیر باشد: مرد، بالغ، عاقل، شیعه¬ی دوازده امامى، حلال زاده و همچنین بنابراحتیاط واجب عادل و زنده باشد. (عادل کسى است که داراى حالت خداترسى باطنى است که او را از انجام گناه کبیره و اصرار بر گناه صغیره باز مى دارد).

 

وظیفه مقلد در مسائل اختلافی

 

مساله ۴ـ در مسائلى که مجتهدین اختلاف نظر دارند باید از «اعلم» تقلید کند.

 

راه های شناخت مجتهد و اعلم (۱)

 

مساله ۵ـ «مجتهد» و «اعلم» را از سه راه مى توان شناخت:

اوّل: این که خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلمرا بشناسد.

دوم: این که دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند، به شرط این که دو نفر عالم دیگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند.

سوم: این که آنچنان در میان اهل علم و محافل علمى مشهور باشد که انسان یقین پیدا کند او اعلماست.

 

 

[۱] . اعلم کسی است که در استخراج احکام شرعی از ادلّه­ی شرعیّه، داناتر باشد.

 

اگر شناخت اعلم ممکن نباشد

 

مساله ۶ـ هرگاه شناختن «اعلم» بطور قطع ممکن نشود، احتیاط آن است از کسى تقلید کند، که گمان به اعلمبودن او دارد و در صورت شک میان چند مجتهد و عدم ترجیح آنها از هرکدام بخواهد مى تواند تقلید کند.

 

راه های دستیابی به فتوای مرجع

 

مساله ۷ـ براى آگاهى از فتواى مجتهد چند راه وجود دارد: اوّل، شنیدن از خود مجتهد یا ملاحظه دستخطّ او; دوم، دیدن در رساله اى که مورد اطمینان باشد; سوم، شنیدن از کسى که مورد اعتماد است; چهارم، مشهور بودن در میان مردم بطورى که سبب اطمینان شود.

 

احتمال تغییر در فتوا

 

مساله ۸ـ اگر احتمال دهد فتواى مجتهد عوض شده، مى تواند به فتواى سابق عمل کند و جستجو لازم نیست.

 

اصطلاحات فقهی موجود در رساله

 

مساله ۹ـ در جایى که مجتهد صریحاً فتوا ندارد، بلکه مى گوید احتیاط آن است که فلان گونه عمل شود، این احتیاط را «احتیاط واجب» مى گویند و مقلّد یا باید به آن عمل کند و یا به مجتهد مساوی یا مجتهدی که بعد از مرجع تقلید فرد، اعلماز دیگر مجتهدان باشد مراجعه نماید ولی اگر فتواى صریحى داده، مثلاً گفته اقامه براى نماز مستحبّ است، سپس گفته احتیاط آن است که ترک نشود، این را «احتیاط مستحبّ» مى گویند و مقلّد مى تواند به آن عمل کند یا نکند. و در مواردى که مى گوید «خالی از اشکال نیست» یا «محلّ تامّل» یا «محلّ اشکال» است مقلّد مى تواند عمل به احتیاط کند یا به دیگرى مراجعه نماید. امّا اگر بگوید «ظاهر چنین است» یا «اقوى چنین است»، این تعبیرها فتوا محسوب مى¬شود و مقلّد باید به آن عمل کند.

 

شرایط بقا بر تقلید مجتهد میت

 

مساله ۱۰ـ هرگاه مجتهدى که انسان از او تقلید مى کند، از دنیا برود باقى ماندن بر تقلید او جایز است؛ بلکه اگر اعلمباشد واجب است در مسائلی که به فتوای او عمل کرده و مورد اختلاف با دیگران است باقی بماند.

 

عمل به فتوای میت

 

مساله ۱۱ـ عمل کردن به فتواى مجتهد مرده ابتداءً جایز نیست هرچند اعلمباشد بنابر احتیاط واجب.

 

لزوم فراگیری احکام شرعی

 

مساله ۱۲ـ هرکس باید مسائلى را که معمولاً مورد احتیاج او واقع مى شود یاد گیرد یا طریقه احتیاط آن را بداند.

 

مسأله ای که حکم آن را نمی داند

 

مساله ۱۳ـ اگر مساله اى پیش آید که حکم آن را نمى داند مى تواند عمل به احتیاط نماید، یا اگر وقت آن نمى گذرد صبر کند تا دسترسى به مجتهد پیدا کند، و اگر دسترسى ندارد یک طرف را که بیشتر احتمال صحّت مى دهد انجام مى دهد و بعداً سوال مى کند، اگر مطابق فتواى مجتهد بود صحیح است وگرنه باید اعاده کند.

 

عمل بدون تقلید

 

مساله ۱۴ـ هرگاه کسى مدّتى اعمال خود را بدون تقلید انجام داده، سپس تقلید کند، اگر اعمال سابق، مطابق فتواى این مجتهد باشد صحیح است و گرنه نظر مرجع خود را درباره ی آن سوال کرده و مطابق آن عمل می کند، همچنین است اگر بدون تحقیق کافى از مجتهدى تقلید نموده باشد.

 

اشتباه در نقل فتوا

 

مساله ۱۵ـ هرگاه کسى در نقل فتواى مجتهدى اشتباه کرده باید بعد از اطّلاع، صحیح آن را بگوید، و اگر در منبر و سخنرانى گفته باید آن را در جلسات مختلف تکرار کند تا کسانى که به اشتباه افتاده اند از اشتباه درآیند، امّا اگر فتواى آن مجتهد تغییر کرده، اعلام تغییر بر او لازم نیست.

 

تغییر مرجع

 

مساله ۱۶ـ عدول، یعنى تغییر تقلید از مجتهدى به مجتهد دیگر، جایز نیست بنابر احتیاط واجب، مگر آن که مجتهد دوم اعلم باشد و اگر بدون تحقیق عدول کرده باید بازگردد.

 

تغییر فتوا

 

مساله ۱۷ـ هرگاه فتواى مجتهد تغییر کند باید به فتواى جدید عمل شود، امّا اعمالى را که مطابق فتواى سابق عمل کرده (مانند عبادات یا معاملاتى که انجام داده) صحیح است و اعاده لازم ندارد، همچنین اگر از مجتهدى به مجتهد دیگر عدول کند، اعاده اعمال سابق لازم نیست.

 

شک در نحوه تقلید

 

مساله ۱۸ـ هرگاه مدّتى تقلید کرده امّا نمى داند تقلید او صحیح بوده یا نه، نسبت به اعمال گذشته اشکالى ندارد، امّا براى اعمال فعلى و آینده باید تقلید صحیح کند.

 

تقلید از چند مرجع

 

مساله ۱۹ـ هرگاه دو مجتهد مساوى باشند، مى توان بعضى از مسائل را از یکى و بعضى را از دیگرى تقلید کرد؛ ولی هرگاه در مساله ای به فتوای یکی عمل کرد، عمل به فتوای دیگری در آن مساله، جایز نیست.

 

اظهار نظر غیر فقیه در مسائل فقهی

 

مساله ۲۰ـ فتوا دادن و اظهار نظر کردن در مسائل شرعى براى کسى که مجتهد نیست (یعنى قادر به استنباط احکام از مدارک و دلایل آن نمى باشد) حرام است و هرگاه بدون اطّلاع اظهار نظر کند، مسوول اعمال تمام کسانى است که به گفته او عمل مى کنند.

نظر خود را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید